نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
وقتی نیویورکتایمز از «حذف رهبر دوفاکتوی سیاسی» و واشنگتنپست از «پروژه متلاشی کردن ساختار ایران» سخن میگویند، پرده از سناریوی پیچیدهی تلآویو در نبرد رمضان برداشته میشود. در دکترین جنگهای ترکیبی امروز، ترور رهبران صرفاً حذف فیزیکی نیست، بلکه شلیک مستقیم به «روان جامعه و ماشین حکمرانی» است. ▪️طراحان این ترورها به دنبال ایجاد یک دومینوی ویرانگر هستند، آنها میخواهند: در وهلهی اول با ایجاد شوک، توهم «خلأ تصمیمگیری و فروپاشی ساختار» را به افکار عمومی پمپاژ کنند. سپس این تزلزل ادراکی را به خطوط مقدم نبرد بکشانند تا زنجیرهی فرماندهی و اعتمادبهنفس نیروهای میدانی دچار گسست شود. غایت نهایی این ماشین جنگ روانی، کشاندن تودههای مردم به مسلخ «ناامیدی مطلق» و فرسایش عاطفی است تا از دل این سوگ ملی، یک بنبستِ تاریخی بسازند. ▪️اما پاتک استراتژیک جمهوری اسلامی به این «تروریسم شناختی» چگونه رقم خورد؟ خطای مهلک دشمن در فهم منطق قدرت در ایران است. آنها با متر و معیارهای مادی خود ندیدند که در این بومزیست، زدن شاخهها به رویش قدرتمندتر ریشهها میانجامد. توییت صریح و کوبندهی حاج باقر قالیباف، سردار نترس نبرد که گفتند: “ایران خفته بود، بیدارش کردید. طوفان به پا خواهد شد”، دقیقاً ترجمان همین بیداری تاریخساز است. 🔚امروز، انعکاس این طوفان نه تنها خیابانبهخیابان ایران را تسخیر کرده، بلکه معادلات را در میدان نبرد نیز دگرگون ساخته است. شخمزدن بیسابقهی اهداف استراتژیک در قلب تلآویو، پیام روشنی به مهندسان ترور بود: «ساختار بازدارندگی مقاومت، شبکهای و ترمیمپذیر است، نه قائمبهشخص». دشمن روی فروپاشی از درون حساب باز کرده بود، اما تاریخِ این جغرافیا ثابت کرده است که خون نخبگان، همواره موتور جان بخش کشور است. در نبرد نامتقارن امروز، برندهی نهایی ملتی است که شوک ترور را در کسری از ثانیه به یک «ارادهی تهاجمی» تبدیل کند و اجازه ندهد ماشینِ دروغپردازی دشمن، معمار ذهن و آیندهی او شود.
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه