سایهٔ «پرچم دروغین»،

چرا حمله به عمان، کار ایران نیست؟

در خاورمیانه‌ی این روزها، میانجی‌گری هم تاوان سنگینی دارد. هم‌زمان با اصابت مشکوک پهپادها به تأسیسات نفتی عمان، رسانه‌های غربی در یک خط خبری هماهنگ، انگشت اتهام را به سمت تهران چرخاندند؛ اتهامی که با تکذیب قاطع مقامات نظامی و دیپلماتیک ایران رو به‌ رو شد.

اما یک پرسشِ راهبردی: کشوری که در اوج نبرد با ائتلاف آمریکا و اسرائیل است، با چه منطقی باید به مهم‌ترین کانال دیپلماتیک و دوست سنتی خود حمله کند؟
وقتی منطق میدانی لنگ می‌زند، باید پاسخ را در تاریک‌خانه‌ی جنگ‌های روانی و امنیتی غرب جُست؛ جایی که دهه‌هاست با یک فرمول آشنا اداره می‌شود: «عملیات پرچم دروغین» (False Flag).
پرچم دروغین چیست و چگونه کار می‌کند؟
در ادبیات نظامی، «عملیات پرچم دروغین» اقدامی است که در آن یک طرف درگیر، حمله‌ای خرابکارانه را انجام می‌دهد، اما صحنه را چنان می‌آراید که تقصیر به گردن طرف مقابل بیفتد.
هدف این فریب، تحریک افکار عمومی، بدنام کردن رقیب و مهم‌تر از همه، توجیه ورود بازیگران جدید به جنگ است.
این روش در تاریخ معاصر نمونه‌های آشنایی دارد:
✓ حادثه خلیج تونکین (۱۹۶۴): آمریکا ادعا کرد قایق‌های ویتنام شمالی به ناوشکن‌هایش حمله کرده‌اند؛ ادعایی که بهانه اصلی لیندون جانسون برای ورود همه‌جانبه به جنگ ویتنام شد. دهه‌ها بعد، اسناد محرمانه تأیید کردند که اصلاً حمله‌ای در کار نبوده و کل ماجرا یک سناریوسازی اطلاعاتی بوده است.
✓ انفجار نورد استریم (۲۰۲۲): در اوج جنگ اوکراین، خطوط لوله گاز نورد استریم منفجر شد و رسانه‌های غربی فوراً روسیه را مقصر دانستند. اما کمی بعد، روزنامه‌نگاران مستقلی چون سیمور هرش فاش کردند که آمریکا این عملیات را برای قطع وابستگی اروپا به گاز روسیه انجام داده و با یک پرچم دروغین، آن را به گردن دیگران انداخته است.
سناریوی واشنگتن برای عمان حالا با این پیش‌زمینه به صحنه امروز برگردیم.
اتهام‌زنی به ایران در ماجرای حمله به بنادر عمان دقیقاً همان اهدافِ کلاسیک یک «پرچم دروغین» را دنبال می‌کند:
۱- تخریب پل‌های دیپلماتیک: متقاعد کردن مسقط به این‌که ایران به او حمله کرده، یعنی بستنِ آخرین درب اضطراری دیپلماسی در خلیج فارس.
۲- ائتلاف‌سازی منطقه‌ای: واشنگتن و تل‌آویو با القای این دروغ که «ایران حتی به همسایگان بی‌طرف رحم نمی‌کند»، می‌خواهند یک «ائتلاف وحشت» بسازند و کشورهای عربی را به تقابل با تهران بکشانند.
۳- توجیه گسترش جنگ: وقتی ایران به‌عنوان «بی‌ثبات‌کننده مطلق» معرفی شود، حملاتِ سنگین‌تر آمریکا در چشم افکار عمومی جهان توجیه می‌شود.
در جنگ ترکیبی، موشک‌ها فقط زیرساخت‌ها را می‌زنند، اما این اخبار دروغ‌اند که ادراک‌ها را ویران می‌کنند.
وقتی خبر حمله به عمان داغ می‌شود، پیش از هر قضاوتی فقط باید یک سؤال پرسید: چه کسی از این تنش سود می‌برد؟
پاسخ، قطعاً ایرانی نیست که برای دور زدن محاصره و پیشبرد دیپلماسی، نیازی حیاتی به حفظ رابطه با همسایگانش دارد.
دشمن به‌خوبی می‌داند تا زمانی که اتحاد ایران با کشورهای عربی پابرجاست، تیغ فشار نظامی و تحریم کُند خواهد ماند.
 برای عبور از این غبار فریب، باید یک اصل را به خاطر بسپاریم: هر اتفاقی که با عقلانیت و منافع راهبردی یک بازیگر در تضاد مطلق باشد، به احتمال زیاد تله‌ای برای تغییر نقشه جنگ است.