آقایان! لانچرهای اقتصاد چرا خاموش‌اند؟

موشک‌ها که به هدف نشستند، مسیر شلیک بعدی از کف خیابان گِرا داده شد؛ دست‌نوشته‌ای صریح که تمام معادلات جنگ را ترجمه کرد: «نوبت قوه مجریه و قضائیه است که پشت لانچرها بنشینند.»

سرداران میدان، هیمنه دشمن را در آسمان خاکستر کردند، اما این پلاکارد، انگشت مطالبه را به سمت پاستور و قوه قضائیه چرخاند تا فریاد بزند: خط مقدم جابه‌جا شده است!
دشمن تسلیم نشده؛ وقتی در آسمان درهم‌شکست، توپخانه را وسط سفره مردم مستقر کرد تا انتقام سیلی نظامی را با تورم بگیرد. نمی‌شود در آسمان فاتح بود، اما در کف بازار به مافیای قیمت‌ساز باج داد! رهاورد موشک‌ها «امنیت» بود، اما بازار رهاشده، قتلگاه «اعتماد» است.
جهش بی‌منطق قیمت‌ها دیگر خطای اقتصاد نیست؛ عین نفوذ برای تولید یأس و جنگ شناختی روی سفره‌هاست؛ خنجر زدن از پشت و پاس گل مستقیم به اتاق عملیات دشمن است.
اقتصاد، میدان بخشنامه‌های کاغذی نیست؛ همان‌طور که در نبرد نظامی نقطه‌زن بودیم، اینجا هم موشک‌های نظارت و برخورد قاطع قضایی باید دقیقاً به قلب مافیای داخلی شلیک شود تا امنیت روانی جامعه، قربانی طمع‌ورزی بی شرفان نگردد. این نسل فریب دوگانه جعلی «اقتدار یا معیشت» را نخورد و پای وطن ایستاد؛ حالا حجت بر دولتمردان تمام است؛ باید ثابت کنند سیستمی که بر سر دشمن خارجی می‌خروشد، برای دفاع از سفره ایرانی هم بُرنده‌ترین شمشیرها را کشیده است.
🔚 آقایان مسئول، حواستان باشد؛ قلعه‌های تسخیرناپذیر همواره زمانی فرو ریختند که سنگرهای نان، پیش از سنگرهای فشنگ خالی شدند…