گلوله خودی در اوج اقتدار، تراژدی لکنت رسانه‌ای؛

اینکه چرا محافل انقلابی و شبکه‌های اجتماعی ما ناگهان پر از خشم، یأس و احساس «سازش» شد، ریشه در یک خطای راهبردی ارتباطاتی دارد: لکنت رسانه‌ای خودی و دادن تنفس مصنوعی به ماشین جنگ روانی دشمن.
ما نبرد ناوها را در خلیج فارس بردیم، اما نزدیک بود جنگ روایت‌ها را در توییتر ببازیم!
اینکه چرا محافل انقلابی و شبکه‌های اجتماعی ما ناگهان پر از خشم، یأس و احساس «سازش» شد، ریشه در یک خطای راهبردی ارتباطاتی دارد: لکنت رسانه‌ای خودی و دادن تنفس مصنوعی به ماشین جنگ روانی دشمن.
▪️ دیپلماسی بدون پیوست رسانه‌ای، مثل پچ‌پچ کردن در وسط طوفان است.
اعلام ناگهانی بازگشایی مشروط تنگه هرمز، آن هم بدون اقناع افکار عمومی، یک خلاء روایتی خطرناک ساخت.
قاعده جنگ شناختی این است که رسانه از خلاء بیزار است؛ وقتی دستگاه دیپلماسی ما از سر محافظه‌کاری رسانه‌ای در لاک دفاعی فرو می‌رود و سکوت می‌کند، دونالد ترامپ دقیقا همین خلاء را می‌بلعد.
او که در میدان خلع‌سلاح شده، روی خط فاکس‌نیوز می‌آید تا با مهندسی افکار، بن‌بست ژئوپلیتیک خود را یک «پیروزی» فاکتور کند. اما همان‌طور که دکتر قالیباف به‌درستی هشدار داد، رئیس‌جمهور آمریکا در یک ساعت هفت ادعا مطرح کرد که هر هفت مورد آن کذب محض بود؛ کسی که با دروغ در جنگ پیروز نشده، در مذاکره و شبکه‌های اجتماعی نیز راه به جایی نخواهد برد.
▪️ تراژدی اصلی این نبرد، شکار ذهن‌های انقلابی در تله شناختی بود.
وقتی مسئولان در شفاف‌سازی تعلل می‌کنند، ذهن فراری از ابهام مخاطب، ترجیح می‌دهد یک «دروغ منسجم» (مبنی بر معامله پشت‌پرده) را بپذیرد.
ماشین رسانه‌ای تل‌آویو دقیقا همین را می‌خواهد: کشاندن جامعه به یک دوقطبی ویرانگر «جنگ‌طلب افراطی» در برابر «ترسوی سازش‌کار».
آن‌ها با تظاهر به دغدغه‌مندی برای خون شهدا، زهر تردید را به جان بدنه اجتماعی می‌ریزند تا یک نیروی دلسوز، ناخواسته وارد پازل دشمن شود و به سمت اتاق فرماندهی خود آتش بگشاید؛ غافل از اینکه الفبای عبور از هر بحران، اعتماد به سکاندار است.
▪️ اما اگر موبایل‌ها را کنار بگذاریم و غبار این تردستی‌های رسانه‌ای را پس بزنیم، هندسه قدرت در کف خلیج فارس کاملا دگرگون شده است.
به تعبیر دقیق قالیباف، باز یا بسته بودن تنگه و مقررات آن را «میدان» مشخص می‌کند، نه شبکه‌های اجتماعی. و میدان چه می‌گوید؟
✓ عبور و مرور تنها بر اساس «مسیر تعیین‌شده ایران» انجام می‌شود. آب‌راه‌های آزادِ گذشته، حالا به کریدورهای تحتِ کنترل تقلیل یافته‌اند.
✓ ترافیک روزانه ۱۵۰ شناور، با فیلتر سخت‌گیرانه ایران به زیر ۱۵ کشتی رسیده است (گزارش موسسه بین‌المللی کپلر).
✓ اوج تحقیر هژمونی: کشتی‌های غربی حالا با پرداخت «عوارض» و در نهایتِ کنترل، تنها با «مجوز و اسکورت سپاه پاسداران» از تنگه عبور می‌کنند.
این اقتدار به حدی عیان است که «دنی سیترینوویچ» تحلیلگر ارشد اسرائیلی صراحتا اعتراف می‌کند: “ایران از موضع قدرت مذاکره کرد و تنگه هرمز برای همیشه به «تنگه ایران» تبدیل شد.”
▪️ یادتان هست در ساعات توقف دوطرفه‌ آتش نظامی، عده‌ای با شتاب‌زدگی تحلیلی در همین تله افتادند و ایران را به «تنها گذاشتن حزب‌الله لبنان» متهم کردند؟ اما غبارها که خوابید، عیار راهبردی تصمیمات نمایان شد؛ موازنه تهدید و گره زدن هوشمندانه شاهرگ اقتصاد جهانی به توقف ماشین کشتار صهیونیست‌ها، یک شاهکار استراتژیک بود که قلاده سگ هار منطقه را کشید.
هرچند پاشنه آشیل و ضعف دیپلماسی رسانه‌ای ما غیرقابل‌انکار است و باید اصلاح شود، اما نباید یک «تاکتیک غلط ارتباطاتی» را با «شکست راهبردی» اشتباه گرفت.
🔚 جنگ شناختی، آخرین امید دشمن برای دزدیدن پیروزی ماست.
وقتی فرماندهان میدان با محاسباتی دقیق، یقه‌ٔ هژمونی آمریکا را در خاورمیانه گرفته‌اند، نباید با خطای محاسباتی ذهن به سمت خودی شلیک کنیم. ما فاتح این نبرد تاریخی هستیم؛ میدان در تسخیر ماست؛ ذهن‌هایمان را از محاصره خارج کنیم…