نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
حمله مشترک واشنگتن و تلآویو، غافلگیری نبود؛ پایانِ تاریخمصرفِ هولوگرامِ «مذاکرات ژنو» و پردهبرداری از خنجرهای آخته بود. ضربه اولشان کمرمق و کور بود. پنتاگون با انباشت بیسابقه تجهیزات، قمار کرده بود تا در همان ساعات نخست، سیستم عصبی و ساختار فرماندهی ایران را فلج کند. اما واقعیت میدان، هیمنه تکنولوژیک غرب را در آسمان مچاله کرد. پدافند بیدار بود؛ نه شریانهای حیاتی قطع شد و نه ساختار نظامی فرو ریخت. دشمن ضربه زد، اما شبکه هوشیاری ایران آن را جذب و در لحظه، به بازتولیدِ قدرت تبدیل کرد. امشب، معادله عوض شده است؛ این آغازِ پایانِ یک هژمونی است. در جنگهای ترکیبی، همیشه یک صحنه، نقاب از چهره نبرد برمیدارد؛ برای ما، این صحنه نه در آسمان تهران، که در آوارِ خونینِ یک مدرسه دخترانه در میناب رقم خورد.
شهادت بیش از صد دانشآموز، «تلفات جانبی» نبود؛ ترجمه عریانِ پیامِ ترامپ بود که گفت: «مردم را هدف میگیریم». ماشین جنگی غرب، تفاوتی میان افکار و جناحها قائل نیست.
آنها جمهوری اسلامیِ بدون ایران نمیخواهند؛ آنها ایرانی شبیهِ لیبیِ ویران میخواهند. آوارِ شجره طیبه ثابت کرد اینجا جای تسویهحسابِ داخلی نیست؛ وقتی خونها به هم میآمیزد، هشتاد میلیون ایرانی یک «پیکرِ واحد» میشوند. پاسخ به این جنایت، درنگ نداشت. شورای عالی امنیت ملی و سپاه نشان دادند دورانِ «بزنودررو» سالهاست در خاک ایران دفن شده است. در کمتر از چند ساعت، دکترینِ «جنگ منطقهای» با سیلی از آتش و آهن عملیاتی شد. خطوط قرمزِ جعلی فروریخت؛ موشکهای نقطهزن، پایگاههای آمریکا در بحرین، کویت و امارات را شخم زدند و موج شلیکهای ترکیبی به عمق حیفا و تلآویو، پایتختهای ترور را به پناهگاههای زیرزمینی فرستاد. پیام شفاف بود: آسمانِ ناامن برای ایران، یعنی خاورمیانهای ناامن برای تمام متجاوزان. اما پیچیدهترین جبهه این نبرد، در آسمان نیست؛ روی زمین، در کف خیابانها و در ذهنِ شهروندِ ایرانی در جریان است. هسته مرکزی جنگ شناختی دشمن، دکترینِ «پیوند آسمان به خیابان» است؛ آنها میخواهند وحشتِ بمبها را به خشمِ خیابانی تبدیل کنند و با فعالسازی گسلهای اجتماعی، از درون به ملت خنجر بزنند. اما دشمن، متغیر بزرگِ «روحِ جمعیِ ایرانی» را نمیفهمد. گزارشهای میدانی در شب گذشته نشان میدهد مردم با هوشمندی، دست رد به سینه فیکنیوزها و فراخوانهای آشوب زدهاند. در این شبهای سرنوشتساز، سنگرِ اول، قلبهای ماست. باید دستِ هموطن را فشرد و اجازه نداد خونِ دخترکان میناب با دروغهای سایبری معامله شود. این جنگ، «پنجره خروجِ» دیپلماتیک ندارد و با یک قطعنامه متوقف نخواهد شد. این تجاوز، زمانی پایان مییابد که معادله راهبردی تغییر کند و فکر کردن به حمله به ایران، مساوی با خودکشیِ قطعی متجاوز باشد. تاریخِ چند هزارساله این خاک، شاهد تاختوتاختهای بسیاری بوده است؛ صدامها و ترامپها آمدند و در غبار تاریخ گم شدند، اما «ایران» ماند. ما در طول تاریخ، بازنده هیچ متجاوز خارجی نبودهایم و امشب نیز در برابر شقیترین مردمان زمین ایستادهایم؛ نه با دستِ خالی، که با زرادخانهای از اراده. این مسیر سختی دارد، اما در انتهای این تونلِ پر از دود، خورشیدِ عزت یک ملتِ شکستناپذیر طلوع خواهد کرد. فردا از آنِ ماست؛ زیرا ما ریشهدارترین درختِ این خاورمیانهایم و طوفانها، تنها ریشههای ما را عمیقتر میکنند.
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه