نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
در اتاقهایِ فکرِ تلآویو و واشنگتن، بحث بر سرِ بودن یا نبودنِ جمهوری اسلامی نیست. دعوایِ اصلی بر سرِ نامِ «ایران» است. آنها نه به دنبالِ تغییرِ یک حکومت، که در پیِ عقیم سازیِ یک تمدن و فروپاشیِ شیرازهی قدرت در این جغرافیا هستند. برای درکِ این راهبردِ کثیف، کافی است به سرنوشتِ همسایگانِ رژیم صهیونیستی نگاه کنیم. آیا اسرائیل در مواجهه با کشورهایی که روزی تهدیدش محسوب میشدند، به «تغییرِ رژیم» بسنده کرد؟ تاریخ میگوید خیر. مصرِ دورانِ جمال عبدالناصر را به یاد بیاورید، نمادِ ملیگراییِ ضدصهیونیستی که در نهایت، با قراردادِ کمپدیوید چنان استحاله شد که امروز در برابرِ نسلکشیِ غزه، حتی توانِ باز کردنِ یک گذرگاهِ مرزی را ندارد. یا اردن؛ کشوری که پس از صلح با اسرائیل در سال ۱۹۹۴، بدون آنکه حکومتش تغییر کند، در عرضِ ۲۰ سال، ۲۲ دولتِ بیثبات را تجربه کرد.
اسرائیل بر اساسِ دکترینِ «برتریِ کیفیِ نظامی»، هیچ قدرتی را در پیرامونِ خود تحمل نمیکند. هدفِ غاییِ آنها، گرفتنِ «قدرتِ ملی» از کشورهایِ منطقه است، آنها ابتدا امنیت، سپس ثبات، و در نهایت توسعه را میربایند.
اوجِ این فاجعه را در سوریهی پسا اسد دیدیم؛ در همان ۴۸ ساعتِ نخستِ سقوط، ۴۰۰ نقطهی حیاتی و زیرساختِ استراتژیکِ سوریه بمباران شد تا این کشور برای دههها به عصرِ حجر بازگردد. با این نگاه، پازلِ حمایتِ اسرائیل از بدنامترین و تجزیهطلبترین گروههایِ اپوزیسیونِ ایرانی تکمیل میشود. ایدهآلِ آنها، شکلگیریِ یک «دورهی گذار» در ایران است؛ خلأیی از قدرتِ مرکزی که در آن، کشور دچارِ آنارشی و جنگِ داخلی شود. این «پنجرهی طلایی»، همان فرصتی است که رژیم میتواند ضرباتِ برگشتناپذیرِ خود را بر پیکرهی زیرساختها، توانِ موشکی و یکپارچگیِ سرزمینیِ ایران وارد کند. آنها ایرانی میخواهند که در آن، قومیتها به جانِ هم بیفتند تا دیگر هیچگاه قد راست نکند. اما این رؤیایِ شوم، در برابرِ سدِ بلندِ تابآوریِ جامعهی ایرانی در هم شکست. در روزهایی که دشمن منتظرِ فروپاشیِ شیرازهی اجتماعی و دوقطبیهایِ خونین در خیابانهایِ تهران بود، «نظم در سرمایهی اجتماعی» حفظ شد. اعترافِ صریحِ وزیرِ دفاعِ آمریکا مبنی بر کنار گذاشتنِ گزینهی «تغییر رژیم» و تمرکزِ صرف بر مهارِ تهدیدِ موشکی، نشانهی آشکارِ این شکستِ محاسباتی است. ما فهمیدهایم که در این جنگِ وجودی، فاصلهی بینِ ثباتِ مقتدرانه و سوریهسازیِ ایران، تنها به یک تارِ مو بند است. ما پاسدارِ خیمهای میمانیم که خونِ پاکترین فرزندانِ این آبوخاک، هزینهی استواریِ آن شده است. رویایِ تجزیهی ایران، در همین خاک دفن خواهد شد.
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه