جنگ، جای همه‌چیزدان‌های مجازی نیست؛

این روزها بدترین ضربه را نه موشک‌های دشمن، که زبان‌های بی‌محاسبه می‌زنند. عده‌ای با ژست «همه‌چیزدانی» از پشت گوشی دستور «با خاک یکسان کردن» می‌دهند (انگار جنگ، بازی اندرویدی است!) و در مقابل، هر مانور دیپلماتیک را «خیانت» می‌خوانند. مشکل این حرف‌ها، تند بودنشان نیست؛ فانتزی و کودکانه بودنشان است.
در جنگ واقعی، با استوری و رجزخوانی نمی‌توان فاتح میدان شد. از آغاز تقابل مستقیم در فوریه ۲۰۲۶ تاکنون، ما با زنجیره‌ای پیچیده از ضربه، ضدضربه و هزینه‌های سهمگین طرفیم.
کسی که از کنج امن خانه، بی‌محابا حکم «یکسره کردن کار» می‌دهد، نه توازن قوا را می‌فهمد، نه تبعات آهن و آتش را.
دقیقاً به همین دلیل، میدان نبرد نقطه‌ی تلاقی «اطلاعات پنهان» و «محاسبات دقیق» است و تنها فرماندهانی که بر این صفحه‌ی شطرنج اشراف دارند، کل تصویر را می‌بینند.
▪️وقتی ساختار نظامی کشور با درک کامل از ظرفیت‌های پدافندی و تحرکات حریف، زمان و مقیاس پاسخ را مهندسی می‌کند، عده‌ای بی‌اطلاع، تصورات خام خود را «راهبرد بی‌نقص» می‌پندارند.
آن‌ها به جای اعتماد به فرماندهی میدان، با توهماتشان به تصمیم‌گیران کشور می‌تازند؛ غافل از اینکه الفبای عبور از هر بحران، اعتماد به سکاندار است.
این نگاه سطحی و بی‌اعتمادی مزمن، در میدان دیپلماسی هم تکرار می‌شود.
در مذاکرات اخیر اسلام‌آباد، وقتی تیم‌های ایران و آمریکا (قالیباف و جی‌دی ونس) زیر سایه‌ی درگیری‌ها پای میز رفتند و بدون توافق برخاستند، همان ذهن‌های فانتزی‌باز، دیپلماسی در شرایط جنگی را «عقب‌نشینی» خواندند.
در حالی که مذاکره زیر آتش، نه سند تسلیم است و نه صلح بی‌هزینه؛ بلکه ادامه‌ٔ همان جنگ است، فقط با ابزاری دیگر.
▪️آنچه این مدعیان نمی‌بینند، این است که با این هیجان‌فروشی، عملاً در پازل جنگ شناختی دشمن بازی می‌کنند.
ماشین رسانه‌ای تل‌آویو دقیقاً همین را می‌خواهد: کشاندن جامعه به دوقطبی ویرانگرِ «جنگ‌طلب افراطی» و «ترسوی سازش‌کار».
کشوری که قطب‌نمای استراتژیکش را به بحث‌های ایتا بسپارد، پیش از شلیک اولین موشک، اقتصاد و روان مردمش را باخته است. در این نبرد ترکیبی، مدعیان مجازی نمی‌دانند که گاهی «صبر استراتژیک» و خرید زمان، از صدها موشک کُشنده‌تر است.
🔚وطن‌دوستی همیشه با اظهار نظر ثابت نمی‌شود، بلکه با «فهمیدن» عیار می‌خورد.
امروز که جنگ، فیلم اکشن نیست و دیپلماسی، عقد اخوت نیست؛ مسئولانه‌ترین موضع، پرهیز از هیجان‌فروشی و اعتماد به فرماندهی است. فراموش نکنیم که تاوان این توهمات مجازی را در میدان واقعی، مردم کوچه و بازار می‌دهند، نه همه‌چیزدان‌های پشت‌گوشی.