نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
الجزیره این سخنان را «گامی خطرناک در آستانهی جنگ زیرساختها» خواند، اما در پایتختهای عربی، این تهدید بیشتر به فریاد خشمآلود یک قمارباز مالباخته شبیه بود تا یک فرمان نظامی. دلیل این وحشت ساده است: تهران پیشتر با یک ضدحملهٔ سهمگین به زیرساختهای انرژی منطقه، قواعد بازی را دیکته کرده بود. پیام ایران مثل تیغ چاقو بُرنده بود: هر ضربهای به شبکهی برق ما، با خاموشی زنجیرهای در «شبکهی انرژی کل خلیج فارس» تسویه خواهد شد. ▪️کارشناسان هشدار میدهند اگر ترامپ بلوف خود را عملی کند، ایران متقابلاً کل منطقه را در تاریکی فرو میبرد؛ سناریویی که با پرتاب قیمت نفت به مرز ۱۵۰ دلار، بزرگترین شوک انرژی از دههی هفتاد میلادی را مستقیماً بر گلوی اقتصاد غرب خواهد فشرد. واقعیت این است که تنگه هرمز، که سالها در گزارشهای ناتو فقط یک «کارتِ تهدید» ارزیابی میشد، امروز تیغهٔ همان چاقویی است که تهران زیر گلوی نظم جهانی غرب گذاشته است. با اعلام رسمی ایران مبنی بر ممنوعیت عبور «حتی یک لیتر نفت»، جهش حق بیمهها و فرار نفتکشها، این گلوگاه عملاً قفل شد. واشنگتن برای فرار از این لبهی تیز، به هر دستاویزی چنگ زد؛ از وعدهی تشکیل ائتلافهای دریایی تا فراخوان از ناتو، چین و ژاپن. اما هیچ ناوی جرأت نکرد جلو بیاید. بلومبرگ به نقل از دیپلماتهای غربی صراحتاً نوشت: «قدرتهای بزرگ دریایی اروپا راه عملی برای باز کردن هرمز در میانه جنگ نمیبینند.» در واقع، هیچ کشوری حاضر نیست ناوهای میلیارد دلاریاش را در دهانهی تنگه، سیبل موشکهای نقطهزن و پدافند ساحلی ایران کند. ▪️در شبکههای اجتماعی نیز استیصال غرب با طعنه همراه شد. کاربری غربی زیر توییتی درباره بحران هرمز نوشت: «اگر سالها به جای تحریم فلجکننده، روی امنیت جمعی با ایران کار میکردید، امروز مجبور نبودید برای یک بشکه نفت التماس کنید.» ترامپ اکنون در یک تناقض کُشنده گرفتار است: او باید ژست یک ابرقدرت مسلط را بگیرد، اما بهخوبی میداند که ورود به جنگ زیرساختها و رکود جهانی، پیش از هر چیز، صندوقهای رأی او را ویران خواهد کرد. در این میان، تهران با خونسردی اعلام کرده که هرمز «فقط با پایان جنگ و شناسایی حقوق ایران» باز خواهد شد؛ توافقی که احتمالاً شامل یک رژیم حقوقی جدید و تضمین عدم استفاده از جغرافیای منطقه علیه تهران است. 🔚 نتیجهی این نبرد ارادهها تا همینجا روشن است: جنگ ۲۰۲۶ ثابت کرد که همیشه ناوهای هواپیمابر برندهی میدان نیستند؛ گاهی یک تنگهی باریک و ارادهای پولادین برای کشیدن ماشهٔ زیرساختها، کافی است تا یک کشور بتواند غرب را روی لبهی یک چاقو نگه دارد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه