در میدان مینِ فیک‌نیوزها؛

 با شایعات جنگی چطور مواجه شویم؟

در جنگ این روزها، دشمن فقط از آسمان بمب نمی‌ریزد؛ یک ماشین جنگ روانی و شناختی هم‌زمان در حال کار است.

از اکانت‌های سازمان‌یافته اسرائیلی گرفته تا شبکه‌های فارسی‌زبان، روزانه صدها شایعه درباره آمار تلفات، اصابت‌ها و اختلافات داخلی تولید می‌شود.
هدف یک چیز است:
گیج کردن مخاطب، فرسایش روانی جامعه و جا انداختن روایت شکست.
اما در این میان، بزرگ‌ترین اشتباه ما، بازی کردن ناخواسته در زمین همین ماشین شایعه‌سازی است.
تله‌ی تکذیب: چرا تکرار شایعه کار را خراب‌تر می‌کند؟
وقتی بازار دروغ‌پراکنی داغ می‌شود، بسیاری از کنشگران رسانه‌ای سراسیمه تلاش می‌کنند به شبهات پاسخ دهند.
اما این پاسخ‌ها غالباً یک خطای راهبردی دارند: ابتدا اصل شایعه را تکرار می‌کنند و بعد به تکذیب آن می‌پردازند.
مثلاً متنی با عنوان «رصد شبهات جنگ» منتشر می‌شود که در آن تمام شایعات ریز و درشتِ دشمن موبه‌مو نوشته شده تا رد شود.

در ادبیات علمی مدیریت رسانه، این کار مساوی است با «تقویت شایعه». پژوهش‌های روان‌شناسی پدیده‌ای را ثابت کرده‌اند به نام «اثر حقیقت ناشی از تکرار»: هر گزاره‌ای که زیاد تکرار شود، حتی اگر دروغ باشد، در ذهن مخاطب آشناتر و در نتیجه باورپذیرتر به نظر می‌رسد.

وقتی شایعه را حتی برای تکذیب تکرار می‌کنید، مخاطبی که ذهن خسته‌ای دارد، فقط همان «گزاره آشنا» را به خاطر می‌سپارد، نه استدلال‌های شما برای رد آن را.
دکمه توقف شایعات کجاست؟
پروتکل‌های جهانیِ مقابله با اخبار جعلی می‌گویند راه مقابله، تکرارِ شبهه نیست.
برای خنثی کردن این بمب‌های روانی، باید سه اصل را رعایت کرد:
۱_ روایت جایگزین بسازید، نه پاسخ انفعالی: به‌جای آنکه بگویید «اینکه می‌گویند فلان پایگاه کاملاً نابود شده، دروغ است»، مستقیماً واقعیت را برجسته کنید: «تصاویر و گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد فعالیت پایگاه فلان طبق روال عادی جریان دارد.» جعلیات را باید از چرخه اطلاع‌رسانی حذف کرد، نه آنکه با نقد کردنشان، به آن‌ها ضریب داد.
۲_ تمرکز بر کانون توجه: به جای پرداختن به تک‌تک شایعات پراکنده دشمن که انرژی شما را هدر می‌دهد، کانون توجه را روی روایت‌های اصلی، مستند و غرورآفرین خودی متمرکز کنید.
طبق نظریه برجسته‌سازی، آن‌چه مدام تکرار شود، چارچوب فکری جامعه را می‌سازد.
ما باید راویِ واقعیتِ خودمان باشیم، نه پاسخگوی دروغ‌های آن‌ها.
۳_ قاب‌بندی پیش‌دستانه: دشمن تلاش می‌کند برای جنگ، مقاومت و تلفاتِ ما «قاب‌بندی» بسازد. در ساعات اولیه هر رویداد، پیش از آنکه شایعات بتوانند قاب خود را بر ذهن مردم تحمیل کنند، باید با ارائه روایت اول، سریع و دقیق، افکار عمومی را مصونیت بخشید.
خلاصه کلام؛ ما در میانه یک جنگ شناختی بی‌رحمانه هستیم.
دشمن با «تکرار سازمان‌یافته دروغ» می‌جنگد؛ ما نباید با «تکرار ناخواسته همان دروغ‌ها به بهانه تکذیب» به او کمک کنیم. در این نبرد، پیروز کسی است که به جای دست‌وپا زدن در باتلاق شایعات حریف، روی زمین سفت واقعیت بایستد و روایت دقیق، مستند و مقتدرانه خودش را مدام تکرار کند.