نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
در قلب کویر، جایی میان خاکهای گرم و آفتابخوردهی سرخه، رنگ و هنر در هم آمیخت تا روستای کهن بیابانک بار دیگر زنده شود. «دومین رویداد هنری طراحی و نقاشی روی دربها» با عنوان «ارتدر» (Art Door) به همت ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان سمنان، با حضور جمعی از هنرمندان برجسته هنرهای تجسمی و همراهی اهالی خونگرم روستا برگزار شد؛ رویدادی که توانست درهای زنگزده و خاموش را به بومهایی رنگین و زنده تبدیل کند.
هادی ایزدفر، رئیس شورای اسلامی:
بیابانک؛ روایت زندگی از دل خاک تا روشنای رنگ
در دل کویر سمنان، جایی که زمین با خاک رس و گچ پیوندی هزارانساله بسته، روستایی آرام و تاریخی به نام بیابانک قرار دارد؛ روستایی که گویی نفسهای آخر را میکشید، اما حالا به لطف تلاش اهالی، هنرمندان و گردشگران، دوباره جان گرفته است.
هادی ایزدفر، رئیس شورای اسلامی بیابانک و بهرهبردار اقامتگاه بومگردی «رویای کویر»، از مردانی است که عمر و تجربهاش را وقف زندهکردن این بافت تاریخی کرده است. او که سالها معاون عمران روستایی بنیاد مسکن استان سمنان بوده، حالا با نگاهی عاشقانه به خاک زادگاهش بازگشته تا جان تازهای در رگهای روستا بدمد.
او در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید:«روستای بیابانک یکی از کهنترین روستاهای ایران است. بر اساس مطالعات باستانشناسی، قدمت بخش جنوبی آن به دوران پارینهسنگی، یعنی حدود ۶۳ تا ۶۸ هزار سال پیش بازمیگردد. مردم اینجا در گذشته در دل زمین زندگی میکردند، بدون استفاده از مصالح خارجی؛ تنها با کلنگ و تیشه، خاک را میکندند و خانههایی میساختند که هنوز هم پابرجاست.»
ایزدفر با اشاره به سازههای دستکَند باستانی میافزاید:«بافت بیابانک از جنس خاک رس آمیخته با گچ است؛ بسیار مستحکم و مقاوم. هنوز هم در زیر کوچهها و خانهها راههای زیرزمینی وجود دارد که زمانی محل رفتوآمد و حتی کسبوکار مردم بوده است.»
او در ادامه از مرمت بافت تاریخی روستا سخن میگوید:«وقتی کار را شروع کردم، روستا بهمعنای واقعی رو به ویرانی بود. آجرها پوکیده، پلهها شکسته و سقفها فرو ریخته بود. اما با کمک مردم، ۱۴۰ واحد مسکونی مرمت و احیا شد. حتی شاهد مهاجرت معکوس بودیم؛ خانوادههایی که به شهر رفته بودند، دوباره به بیابانک بازگشتند و زندگیشان را از سر گرفتند. حالا اینجا نفس میکشد و زنده است.»
او با لبخندی از خانم سرآشپز اقامتگاه اشاره میکند و میگوید:«ایشان اهل سمنان بودند و حالا بههمراه خانواده در همین روستا زندگی میکنند و به گردشگران خدمت میکنند. این یعنی روستا احیا شده است.»
ایزدفر با نگاهی تاریخیتر ادامه میدهد:«بیابانک پر از آثار ارزشمند است؛ از یخچال طبیعی دوره صفویه گرفته تا آبانبارها، امامزاده، مسجدهای زیرزمینی و تکیهها. حتی سابات بزرگی داریم که بالای آن خانههای مسکونی ساخته شده و برای عکاسی مکان بسیار جذابی است. بافت معماری بیابانک بهصورت کلونی طراحی شده، درست مانند کندوی زنبور عسل. خانوادهها در کنار هم، بهصورت گروهی و منسجم زندگی میکردند. مقالهای با عنوان بیابانک، روستای کلونیها هم در همین زمینه نوشتهام.»
او درباره امنیت و دفاع در گذشته توضیح میدهد:«روستا دو قلعه مهم داشته؛ قلعه حاجیان و قلعه خندق. اطراف قلعهها خندق پر از آب وجود داشت و درها با پلهای چوبی بسته میشدند. چهار برج نگهبانی در اطراف روستا قرار داشت و مردم با علائم قراردادی، حمله دشمن را به یکدیگر اطلاع میدادند. زنان و مردان با سنگ و آب جوش از پشتبامها از خانههایشان دفاع میکردند.»
ایزدفر درباره پیشینه اقتصادی مردم نیز گفت:«اهالی بیابانک بیشتر کشاورز، دامدار و صنعتگر بودند. گلیمبافی، پارچهبافی و نخریسی از هنرهای اصلی زنان روستا بوده است. حتی نخ و لباسهای نخی خودشان را در همینجا تولید میکردند. بهزودی موزه مردمشناسی کوچکی در روستا راهاندازی خواهیم کرد تا ابزارها و دستساختههای قدیمی را به نمایش بگذارد.»
او با اشاره به جمعیت فعلی روستا گفت:«در حال حاضر حدود ۱۳۰ خانوار با جمعیت تقریبی ۲۳۰ نفر در بیابانک زندگی میکنند. میانگین سنی بالاست، اما ما امیدواریم با رونق گردشگری و اشتغال، جوانترها هم برگردند. بیابانک ویژه است؛ بافت آن در فهرست آثار ملی ثبت شده و در حال آمادهسازی مقدمات ثبت جهانی در فهرست یونسکو هستیم.»
ایزدفر از همکاری اخیر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی با هنرمندان تجسمی برای نقاشی درهای فلزی روستا بهشدت استقبال کرد و گفت:
«کار بسیار زیبایی است. هنرمندان با ذوق و احساس خود حالوهوای تازهای به روستا میبخشند. نقاشیهای درها، چهره روستا را زنده و دیدنی کرده است. مردم هم استقبال خوبی داشتند؛ هم خوشحالند، هم به آینده امیدوارتر.»
موسوینژادیان: «هیچکجای دنیا چنین تجربهای از تلفیق هنر و زندگی روستایی وجود ندارد»
موسوینژادیان، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان سمنان، با تأکید بر نگاه خلاقانه و بیسابقه این طرح گفت:
«ایدهی “ارتدر” از دل نیاز جامعهی امروز ما به زیبایی و هویت فرهنگی برخاسته است. در شرایطی که بسیاری از روستاهای تاریخی در معرض فرسایش و فراموشیاند، ما تصمیم گرفتیم هنر را به عنوان ابزاری برای احیا و معرفی فرهنگی به میدان بیاوریم. هیچکجای دنیا چنین تجربهای با این وسعت و با چنین رویکردی وجود ندارد؛ اینکه دربهای ساده و فراموششدهی خانههای روستایی، به بوم نقاشی و زبان فرهنگ تبدیل شوند.»
او با اشاره به ابعاد اجتماعی و فرهنگی طرح افزود:«ما در این رویداد صرفاً نقاشی نمیکنیم، بلکه هویت بصری روستا را بازآفرینی میکنیم. هنرمندان هر منطقه پیش از آغاز کار، با تاریخ، باورها، نمادهای بومی و طبیعت اطراف آشنا میشوند تا نقشهایشان ریشه در واقعیت داشته باشد. این هنرِ برآمده از دل مردم است، نه هنر تحمیلشده از بیرون.»
موسوینژادیان در بخش دیگری از سخنانش گفت:«در پایان هر مرحله از این پروژه، یک مستند هنری تولید میشود که با زیرنویس انگلیسی و عربی در سطح بینالمللی منتشر خواهد شد. هدف ما تنها رنگآمیزی درها نیست، بلکه معرفی استان سمنان و روستاهای تاریخی آن به عنوان مقصد گردشگری فرهنگی است. ما از کلیم شروع کردیم، امروز در بیابانک هستیم، و در آینده به شاهرود، دامغان، سرخه و مهدیشهر خواهیم رفت. هر دو هفته، ۳۰ هنرمند در کنار مردم، روستا را به نمایشگاهی زنده تبدیل میکنند.»
او افزود:«در این مسیر، حمایت فرمانداریها، میراث فرهنگی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، انجمنهای بومگردی و دهیاریها بسیار ارزشمند بوده است. ما معتقدیم هنر زمانی معنا پیدا میکند که در زندگی مردم جریان داشته باشد؛ و اینجا در بیابانک، هنر حقیقتاً به خانهی مردم آمده است.»
استاد عمید: «درهای فلزی، حافظان خاموش زندگیاند؛ با هنر، دوباره حرف میزنند»
استاد ماشاالله عمید، از هنرمندان پیشکسوت و چهرهی شاخص هنرهای تجسمی کشور که در این رویداد حضور داشت، با نگاهی فلسفیتر به اهمیت این طرح پرداخت:
«در طول سالها کار، همیشه دنبال لحظهای بودم که هنر از گالریها بیرون بیاید و در دل زندگی مردم نفس بکشد. اینجا، در بیابانک، آن رؤیا تحقق یافته است. ما روی درهایی نقاشی میکنیم که هر کدام قصهای دارند؛ درهایی که شاهد خنده، غم، تولد و بدرقه بودهاند. این درها حافظان خاموش زندگیاند و حالا با رنگ و قلم دوباره به حرف آمدهاند.»
او ادامه داد:«رویداد “ارتدر” یک تمرین تازه برای هنرمندان است؛ چون بوم کارشان دیگر پارچهی سفید نیست، بلکه فلزِ زنگخوردهای است که تاریخ رویش نشسته. این تضاد، خلاقیت میخواهد، احساس میخواهد، و ارتباط با روح مکان. نقاشی روی چنین درهایی، در واقع گفتوگو با گذشته است.»
عمید در بخش دیگری از سخنان خود به بُعد آموزشی و فرهنگی طرح اشاره کرد و گفت:«در کنار این کار، ما شاهد حضور دانشآموزان و نوجوانان روستا هستیم که با شگفتی و اشتیاق تماشاگر خلق اثرند. این خودش بزرگترین سرمایه است. آنها میبینند که چگونه یک در زنگزده، به اثر هنری تبدیل میشود؛ و این یعنی بذر زیبایی در ذهنشان کاشته میشود. سالها بعد شاید یکی از همین نوجوانان، هنرمندی بزرگ شود که ریشهاش در همین خاک است.»
او در پایان گفت:«به باور من، “ارتدر” نه فقط یک طرح هنری، بلکه یک پیام فرهنگی است؛ اینکه در سختترین و خشکترین زمینها، باز هم میتوان گل کاشت. هنر، زبان زندهی مردم است؛ و تا وقتی این زبان جاریست، امید هم زنده است.»
ارسال دیدگاه
قوانین ارسال دیدگاه